نویسنده موضوع: اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....  (دفعات بازدید: 2198 بار)

آفلاین پرديس

  • ناظم تالار عرفان
  • کاربر متخصص
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 3579
  • -دریافت شده: 2471
  • ارسال: 1227
  • جنسيت : دختر
    • ديدن مشخصات
    • گياهنامه
ایام شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفايش بر شما عزيزان تسلیت باد.


این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست


هر کجا می نگرم رنگ رخش جلوه گر است
هر کجا می گذرم جلوه مستانه اوست

هر کسی میل سوی کرببلایش دارد
من چه دانم که چه سریست به در خانه اوست...





ای کاش همه ما همچون اما حسین و یاران او، یار حق و حقیقت باشیم، و به معنای واقعی به دنبال آزادی و آزادگی...
« آخرين ويرايش: دسامبر 17, 2009, 06:58:52 pm توسط پرديس »
خدایا؛
یادم بده
يادم باشه
كه همیشه
به یادت باشم...
.

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین morteza.z

  • مدیر بخش عمومی
  • کاربر متخصص
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 3876
  • -دریافت شده: 3439
  • ارسال: 3176
  • جنسيت : پسر
    • ديدن مشخصات
    • my shared items
ماه تو كه می‌رسد مشكی دیگر دلگیر نیست
« پاسخ #1 : دسامبر 17, 2009, 08:02:00 pm »



ماه تو كه می‌رسید، تقریباً همه خانه‌های شهر، پرچم تو را بر سردر و بر پشت‌بام‌های‌ كاه‌گلی می‌زدند. دو طرف كوچه‌ها و خیابان‌ها، پرچم‌های ‌سیاه و سبز و سرخ تو در اهتزاز بود و هركدام حرفی داشت انگار. یكی از عزاداری تو خبر می‌داد و آن یكی از راه و رسم و دین و آیین پدربزرگت و سومی هم از آمادگی برای مبارزه با ستم.

ماه تو كه می‌رسید، تا 40 روز یا دو ماه، هر روزِ شهر، مردم دسته دسته نام تو را زمزمه می‌كردند. هر روزِ شهر، كوچه‌ها و خیابان‌ها شاهد قدم‌های دسته‌های عزاداران تو بودند كه از این خانه به آن خانه و از این مسجد به آن تكیه می‌رفتند تا همه جا نام تو برده شود؛ تا همه جا ذكر تو خوانده شود؛ تا مبادا هوای ‌یك خانه و یك كوچه از نبردن نام تو و از نبودن به یاد تو نفس‌تنگی بگیرد.

ماه تو كه می‌رسید، مشكی دلگیر نبود. مشكی، رنگ محبوب كودكی ‌و نوجوانی ما در ماه تو بود. اصلاً پیراهن مشكی ما، پیراهن ماه تو بود. نه دلمان می‌آمد آن پیراهن را به مناسبتی دیگر بپوشیم و نه در ماه تو آن را از تن درمی‌آوردیم. راست راستكی در آن روزها، مشكی رنگ عشق و رنگ هویت ما بود. اصلاً انگار با این رنگ، با یكدیگر و با دیگرانی ‌كه ممكن بود نبینیم‌شان، حرف می‌زدیم. مشكی، زبان حال ما بود.

 





آن روزها، محرم‌های گرم تابستان تشنگی ‌را به همه‌ما می‌چشانید و حالا گاهی محرم‌های‌ سرد و پرسوز زمستان، انگار شلاق سرد ستم را بر تن و جانمان می نشاند.

آن روزها، شربت خنك تو بود كه كاممان را شیرین می كرد و حالا چای داغ توست كه توی ‌خیابان گرممان می‌كند و در هر دو حال، چون هم آن شربت و هم این چایی مال توست، خجالت نمی‌كشیم كه برای ‌گرفتن و نوشیدنش بایستیم.

 




 

خجالت نمی‌كشیم كه برای‌ گرفتن غذا و چایی و شربت نذری تو بایستیم و بگیریم؛ ولی‌ با خودم فكر می‌كنم برای شنیدن صدای تو، برای‌ شنیدن حرف‌های تو هم خجالت نمی‌كشیم بایستیم؟ اصلاً برای ‌شنیدن و فهمیدن صدای ‌تو، برای ‌دیدن نگاه تو چه كار می‌كنیم؟

نمی‌دانم. می‌دانم و نمی‌دانم. می‌دانم رازی و گوهری ویژه داری كه این همه سال، این همه آدم را در جاهای‌ مختلف و سن‌های گوناگون، دسته دسته جمع می‌كنی و دنبال خود می‌كشی؛ رازی‌ كه رنگ تو را ماندنی‌ كرده و گوهری كه با آن، رنگ تو انگار رنگ خدا شده. و نمی‌دانم. نمی‌دانم چه‌قدر دارم دنبال تو می‌آیم؟ چه‌قدر صدایت را می‌شنوم؟ چه‌قدر به حرف‌هایت گوش می‌كنم؟ چه‌قدر تو را و دوستانت را درست می شناسم، فقط حر و حبیب و مسلم و عباس و اكبر سال 60 هجری را نمی‌گویم، هم آنها و هم حر و حبیب و عباس امروزت را. چه‌قدر دشمنانت رامی شناسم، چه‌قدر می‌توانم عمرسعد و شمر و ابن‌زیاد و یزید امروز را تشخیص بدهم؟

همین روزها رادیو سخنرانی حدود 40 سال پیش شهید مطهری را پخش كرد.  شهید مطهری از عمرسعدها و شمرها و ابن‌زیادهای روز حرف می‌زد.  می‌گفت به این فكر كنیم كه اگر امروز امام حسین ع در میان ما بود، در برابر چه‌ كسانی می‌ایستاد و با چه كسانی ‌مبارزه می‌كرد؟ و چه كسانی ‌در برابر امام حسینع می‌ایستادند؟



 

یاد حرف‌های تو می‌افتم. یاد حرف‌هایی كه در باره تو می‌شنیدیم و می‌گفتیم. یاد این می‌افتم كه گفته‌ای ‌آی مردم! نمی‌بینید كه حق كنار گذاشته شده و به باطل عمل می‌كنند؟ یا آن كه گفته‌ای‌ من برای‌ ترویج خوبی‌ها و بازداشتن از بدی‌ها و زشتی‌ها و زنده نگه داشتن آیین و سنت پیامبر خداص قیام كرده‌ام و ...

و یاد حرف‌های‌خودمان می‌افتم، كه توی‌ زیارت‌نامه‌ها و نوحه‌ها می‌گفتیم و می‌گوییم كه «ای‌كاش با تو بودیم و در راه تو جان خود را فدا می‌كردیم» یا این كه «به خدا تا همیشه، تا ابد حسینع را از یاد نمی‌بریم»و ...

فكر می‌كنم كاش همچنان همان حس‌وحال و همان فكر و باور، در جانمان زنده بماند و باز هم از ته دل بخوانیم كه:


«... چه غم ما را؟

كه عاشقیم و مجازات عشق سنگین است

در آن شبی كه چراغ خموش خیمه تو

گریز پایان را

مجال رفتن داد

به خیمه‌گاه تو ماندیم، جرم ما این است.»


به نقل از تبیان

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین امین*

  • کاربر حرفه ای
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 424
  • -دریافت شده: 499
  • ارسال: 401
  • جنسيت : پسر
    • ديدن مشخصات
    • تیفوسی های پرسپولیس
پاسخ : اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....
« پاسخ #2 : دسامبر 22, 2009, 04:32:32 pm »
السلام علی الحسین
و علی علی ابن الحسین
و علی الاولاد الحسین
و علی الاصحاب الحسین
بگذار سرنوشت هر راهی را که می خواهد برود،ماراهمان جداست.
بگذار ابرها هرچه می خواهند ببارند،ماچترمان خداست.

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین Ẫmįг

  • کاربر نیمه فعال
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 86
  • -دریافت شده: 51
  • ارسال: 73
  • جنسيت : پسر
  • The Division Bell
    • ديدن مشخصات
  • سال ورود: 1390
پاسخ : اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....
« پاسخ #3 : دسامبر 23, 2009, 03:45:33 pm »
قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

فرا رسیدن ایام شهادت امام حسین (ع) ویارانش بر تمامی عزاداران آن حضرت تسلیت باد.
Encumbered forever by desire and ambition
There's a hunger still unsatisfied

"David Gilmour"

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین morteza.z

  • مدیر بخش عمومی
  • کاربر متخصص
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 3876
  • -دریافت شده: 3439
  • ارسال: 3176
  • جنسيت : پسر
    • ديدن مشخصات
    • my shared items
پاسخ : اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....
« پاسخ #4 : دسامبر 27, 2009, 07:27:08 pm »
بادها عطر خوش سيبِ تنش را بردند

زخمها لاله باغ بدنش را بردند

نيزه‏ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ها خطبه گرم دهنش را بردند

اين عطش يوسف معصوم كدامين مصر است

كه روى نيزه بوى پيرهنش را بردند

تا كه معلوم نگردد ز كجا مى‏آيد

اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند

دشنه‏ها دوروبر پيكر او حلقه زدند

حلقه‏ها نقش عقيق يمنش را بردند

چهره‏ها يا همه زردند وَ يا نيلى رنگ

شعله‏ها سبزى رنگ چمنش را بردند

بت پرستان ز هراس تبر ابراهيم

جمع گشته تبر بت شكنش را بردند

بادها سينه زنان زودتر از خواهر او

تا مدينه خبر سوختنش را بردند

يوسف، آهسته بگوئيد نميرد يعقوب

گرگها زوزه كشان پيرهنش را بردند

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین Mahsa_23

  • مدیر تالار طنز و سرگرمی
  • کاربر متخصص
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 2318
  • -دریافت شده: 1987
  • ارسال: 1237
  • جنسيت : دختر
  • ...
    • ديدن مشخصات
    • دور زدن ممنوع !
پاسخ : اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....
« پاسخ #5 : دسامبر 29, 2009, 08:48:44 am »
بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز
خورشید ، فرا ز نیزه‌ها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز
امضام نمیــــــــــــاد !

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین پرديس

  • ناظم تالار عرفان
  • کاربر متخصص
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 3579
  • -دریافت شده: 2471
  • ارسال: 1227
  • جنسيت : دختر
    • ديدن مشخصات
    • گياهنامه
پاسخ : اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....
« پاسخ #6 : ژانویه 07, 2010, 07:01:14 pm »
قدری تأمل:


حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود،

اما افسوس که به جای افکارش، زخمهایش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند....... :'(


( دکتر شریعتی )
خدایا؛
یادم بده
يادم باشه
كه همیشه
به یادت باشم...
.

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند


آفلاین پرديس

  • ناظم تالار عرفان
  • کاربر متخصص
  • *
  • سپاس
  • -اهدا شده: 3579
  • -دریافت شده: 2471
  • ارسال: 1227
  • جنسيت : دختر
    • ديدن مشخصات
    • گياهنامه
پاسخ : اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....
« پاسخ #7 : ژانویه 10, 2010, 09:14:04 pm »
آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند،


و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند،


وگرنه يزيدي‌اند!!! :'(



(دكتر شريعتي)
خدایا؛
یادم بده
يادم باشه
كه همیشه
به یادت باشم...
.

مشاهده ی تمام کاربرانی که به پست شما سپاس گفته اند