صفحه: [1]
 
نويسنده موضوع: اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست....  (دفعات بازدید: 835 بار)
پرديس
ناظم تالار عرفان
کاربر متخصص
*
آفلاین آفلاین

رشته: سيستماتيك گياهي
سال ورود: 87
تعداد ارسال: 967

تشكر
-اهدا شده: 3130
-دريافت شده: 2057



ديدن مشخصات WWW
« : دسامبر 17, 2009, 06:57:06 pm »

ایام شهادت حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفايش بر شما عزيزان تسلیت باد.

image

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست


هر کجا می نگرم رنگ رخش جلوه گر است
هر کجا می گذرم جلوه مستانه اوست

هر کسی میل سوی کرببلایش دارد
من چه دانم که چه سریست به در خانه اوست...





ای کاش همه ما همچون اما حسین و یاران او، یار حق و حقیقت باشیم، و به معنای واقعی به دنبال آزادی و آزادگی...

براي اين پست, 9 كاربر تشکر کرده اند
J@V@D, najme, morteza.z, shagha, abolfazl, ديانا, *Marjan*, Mahsa_23, MahSHid
« آخرين ويرايش: دسامبر 17, 2009, 06:58:52 pm توسط پرديس » خارج شده است
morteza.z
مدیر بخش عمومی
کاربر متخصص
*
آفلاین آفلاین

رشته: ریاضی
سال ورود: 86
تعداد ارسال: 2707

تشكر
-اهدا شده: 3984
-دريافت شده: 2969


ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #1 : دسامبر 17, 2009, 08:02:00 pm »

image


ماه تو كه می‌رسید، تقریباً همه خانه‌های شهر، پرچم تو را بر سردر و بر پشت‌بام‌های‌ كاه‌گلی می‌زدند. دو طرف كوچه‌ها و خیابان‌ها، پرچم‌های ‌سیاه و سبز و سرخ تو در اهتزاز بود و هركدام حرفی داشت انگار. یكی از عزاداری تو خبر می‌داد و آن یكی از راه و رسم و دین و آیین پدربزرگت و سومی هم از آمادگی برای مبارزه با ستم.

ماه تو كه می‌رسید، تا 40 روز یا دو ماه، هر روزِ شهر، مردم دسته دسته نام تو را زمزمه می‌كردند. هر روزِ شهر، كوچه‌ها و خیابان‌ها شاهد قدم‌های دسته‌های عزاداران تو بودند كه از این خانه به آن خانه و از این مسجد به آن تكیه می‌رفتند تا همه جا نام تو برده شود؛ تا همه جا ذكر تو خوانده شود؛ تا مبادا هوای ‌یك خانه و یك كوچه از نبردن نام تو و از نبودن به یاد تو نفس‌تنگی بگیرد.

ماه تو كه می‌رسید، مشكی دلگیر نبود. مشكی، رنگ محبوب كودكی ‌و نوجوانی ما در ماه تو بود. اصلاً پیراهن مشكی ما، پیراهن ماه تو بود. نه دلمان می‌آمد آن پیراهن را به مناسبتی دیگر بپوشیم و نه در ماه تو آن را از تن درمی‌آوردیم. راست راستكی در آن روزها، مشكی رنگ عشق و رنگ هویت ما بود. اصلاً انگار با این رنگ، با یكدیگر و با دیگرانی ‌كه ممكن بود نبینیم‌شان، حرف می‌زدیم. مشكی، زبان حال ما بود.

 





آن روزها، محرم‌های گرم تابستان تشنگی ‌را به همه‌ما می‌چشانید و حالا گاهی محرم‌های‌ سرد و پرسوز زمستان، انگار شلاق سرد ستم را بر تن و جانمان می نشاند.

آن روزها، شربت خنك تو بود كه كاممان را شیرین می كرد و حالا چای داغ توست كه توی ‌خیابان گرممان می‌كند و در هر دو حال، چون هم آن شربت و هم این چایی مال توست، خجالت نمی‌كشیم كه برای ‌گرفتن و نوشیدنش بایستیم.

 




 

خجالت نمی‌كشیم كه برای‌ گرفتن غذا و چایی و شربت نذری تو بایستیم و بگیریم؛ ولی‌ با خودم فكر می‌كنم برای شنیدن صدای تو، برای‌ شنیدن حرف‌های تو هم خجالت نمی‌كشیم بایستیم؟ اصلاً برای ‌شنیدن و فهمیدن صدای ‌تو، برای ‌دیدن نگاه تو چه كار می‌كنیم؟

نمی‌دانم. می‌دانم و نمی‌دانم. می‌دانم رازی و گوهری ویژه داری كه این همه سال، این همه آدم را در جاهای‌ مختلف و سن‌های گوناگون، دسته دسته جمع می‌كنی و دنبال خود می‌كشی؛ رازی‌ كه رنگ تو را ماندنی‌ كرده و گوهری كه با آن، رنگ تو انگار رنگ خدا شده. و نمی‌دانم. نمی‌دانم چه‌قدر دارم دنبال تو می‌آیم؟ چه‌قدر صدایت را می‌شنوم؟ چه‌قدر به حرف‌هایت گوش می‌كنم؟ چه‌قدر تو را و دوستانت را درست می شناسم، فقط حر و حبیب و مسلم و عباس و اكبر سال 60 هجری را نمی‌گویم، هم آنها و هم حر و حبیب و عباس امروزت را. چه‌قدر دشمنانت رامی شناسم، چه‌قدر می‌توانم عمرسعد و شمر و ابن‌زیاد و یزید امروز را تشخیص بدهم؟

همین روزها رادیو سخنرانی حدود 40 سال پیش شهید مطهری را پخش كرد.  شهید مطهری از عمرسعدها و شمرها و ابن‌زیادهای روز حرف می‌زد.  می‌گفت به این فكر كنیم كه اگر امروز امام حسین ع در میان ما بود، در برابر چه‌ كسانی می‌ایستاد و با چه كسانی ‌مبارزه می‌كرد؟ و چه كسانی ‌در برابر امام حسینع می‌ایستادند؟

image


 

یاد حرف‌های تو می‌افتم. یاد حرف‌هایی كه در باره تو می‌شنیدیم و می‌گفتیم. یاد این می‌افتم كه گفته‌ای ‌آی مردم! نمی‌بینید كه حق كنار گذاشته شده و به باطل عمل می‌كنند؟ یا آن كه گفته‌ای‌ من برای‌ ترویج خوبی‌ها و بازداشتن از بدی‌ها و زشتی‌ها و زنده نگه داشتن آیین و سنت پیامبر خداص قیام كرده‌ام و ...

و یاد حرف‌های‌خودمان می‌افتم، كه توی‌ زیارت‌نامه‌ها و نوحه‌ها می‌گفتیم و می‌گوییم كه «ای‌كاش با تو بودیم و در راه تو جان خود را فدا می‌كردیم» یا این كه «به خدا تا همیشه، تا ابد حسینع را از یاد نمی‌بریم»و ...

فكر می‌كنم كاش همچنان همان حس‌وحال و همان فكر و باور، در جانمان زنده بماند و باز هم از ته دل بخوانیم كه:


«... چه غم ما را؟

كه عاشقیم و مجازات عشق سنگین است

در آن شبی كه چراغ خموش خیمه تو

گریز پایان را

مجال رفتن داد

به خیمه‌گاه تو ماندیم، جرم ما این است.»


به نقل از تبیان

براي اين پست, 5 كاربر تشکر کرده اند
پرديس, shagha, abolfazl, ديانا, MahSHid
خارج شده است
امین*
کاربر حرفه ای
*
آفلاین آفلاین

رشته: مشاوره
سال ورود: 86
تعداد ارسال: 328

تشكر
-اهدا شده: 404
-دريافت شده: 393



ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : دسامبر 22, 2009, 04:32:32 pm »

السلام علی الحسین
و علی علی ابن الحسین
و علی الاولاد الحسین
و علی الاصحاب الحسین

براي اين پست, 2 كاربر تشکر کرده اند
پرديس, ديانا
خارج شده است
MCMXC+1
کاربر نیمه فعال
*
آفلاین آفلاین

رشته: مهندسی صنایع
سال ورود: 88
تعداد ارسال: 57

تشكر
-اهدا شده: 84
-دريافت شده: 90



ديدن مشخصات
« پاسخ #3 : دسامبر 23, 2009, 03:45:33 pm »

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش كه در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

فرا رسیدن ایام شهادت امام حسین (ع) ویارانش بر تمامی عزاداران آن حضرت تسلیت باد.

براي اين پست, 3 كاربر تشکر کرده اند
پرديس, ديانا, abolfazl
خارج شده است
morteza.z
مدیر بخش عمومی
کاربر متخصص
*
آفلاین آفلاین

رشته: ریاضی
سال ورود: 86
تعداد ارسال: 2707

تشكر
-اهدا شده: 3984
-دريافت شده: 2969


ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #4 : دسامبر 27, 2009, 07:27:08 pm »

بادها عطر خوش سيبِ تنش را بردند

زخمها لاله باغ بدنش را بردند

نيزه‏ها بر عطشش قهقهه سر مى‏دادند

خنده‏ها خطبه گرم دهنش را بردند

اين عطش يوسف معصوم كدامين مصر است

كه روى نيزه بوى پيرهنش را بردند

تا كه معلوم نگردد ز كجا مى‏آيد

اهل صحراى تجرّد كفنش را بردند

دشنه‏ها دوروبر پيكر او حلقه زدند

حلقه‏ها نقش عقيق يمنش را بردند

چهره‏ها يا همه زردند وَ يا نيلى رنگ

شعله‏ها سبزى رنگ چمنش را بردند

بت پرستان ز هراس تبر ابراهيم

جمع گشته تبر بت شكنش را بردند

بادها سينه زنان زودتر از خواهر او

تا مدينه خبر سوختنش را بردند

يوسف، آهسته بگوئيد نميرد يعقوب

گرگها زوزه كشان پيرهنش را بردند

براي اين پست, 4 كاربر تشکر کرده اند
پرديس, ديانا, MahSHid, abolfazl
خارج شده است
Mahsa_23
ناظم تالار طنز و سرگرمی
کاربر متخصص
*
آفلاین آفلاین

رشته: علوم سیاسی
سال ورود: 87
تعداد ارسال: 819

تشكر
-اهدا شده: 1600
-دريافت شده: 1376


دالـــــــي!دختراي هماهنگ سايت كجان؟دريابيدمان


ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #5 : دسامبر 29, 2009, 08:48:44 am »

بر نیزه ، سری به نینوا مانده هنوز
خورشید ، فرا ز نیزه‌ها مانده هنوز
در باغ سپیده ، بوته بوته گل خون
از رونق دشت کربلا مانده هنوز

براي اين پست, 3 كاربر تشکر کرده اند
پرديس, morteza.z, ديانا
خارج شده است
پرديس
ناظم تالار عرفان
کاربر متخصص
*
آفلاین آفلاین

رشته: سيستماتيك گياهي
سال ورود: 87
تعداد ارسال: 967

تشكر
-اهدا شده: 3130
-دريافت شده: 2057



ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #6 : ژانویه 07, 2010, 07:01:14 pm »

قدری تأمل:


حسین (ع) بیشتر از آب تشنه لبیک بود،

اما افسوس که به جای افکارش، زخمهایش را به ما نشان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی معرفی کردند....... گریه کردن


( دکتر شریعتی )

براي اين پست, 4 كاربر تشکر کرده اند
ديانا, J@V@D, abolfazl, Mahsa_23
خارج شده است
پرديس
ناظم تالار عرفان
کاربر متخصص
*
آفلاین آفلاین

رشته: سيستماتيك گياهي
سال ورود: 87
تعداد ارسال: 967

تشكر
-اهدا شده: 3130
-دريافت شده: 2057



ديدن مشخصات WWW
« پاسخ #7 : ژانویه 10, 2010, 09:14:04 pm »

آنها كه رفتند، كاري حسيني كردند،


و آنها كه ماندند، بايد كاري زينبي كنند،


وگرنه يزيدي‌اند!!! گریه کردن



(دكتر شريعتي)

براي اين پست, 1 کاربر تشکر کرده است
Mahsa_23
خارج شده است
صفحه: [1]
 

تگ ها:


 
پرش به :